به نوجوان این گونه بیاموزید که بگوید چرا و به چه علت تا اهل بحث و کنجکاوی باشدو استعدادش شکوفا شود .

 مفهوم یادگیری در دانش آموزان  و روش های دست یابی به آن ..........  تهیه و تنظیم : آل یاسین ........

 

یادگیری : تغییر رفتاری است که از طریق تجربه ( تاثیر متقابل فرد بر محیط و محیط بر فرد ) در انسان ایجاد می شود و مشتمل بر مهارت های ذهنی ، فیزیکی ( مهارتی )  و طرز تفکر است .

 

مفاهیم اصلی تعریف یادگیری

 

1- یادگیری تغییر رفتار است : اگر رخ داده های آموزشی در بعد ذهنی ، مهارتی ، فکری و ... هیچ تغییری ایجاد نکند یادگیری بوجود نمی آید

 

2- یادگیری کسب  تجربه است : یادگیری تزریق اطلاعات و دانش ها و اقدامی یک سویه از طرف معلم نیست ، بلکه فعالیت آگاهانه و تلاش فکری دو سویه ی مربی و متربی است و اصل بر فعال بودن متربی است که خود باید به جستجو بپردازد و در اثر تعامل با دیگران به درک و فهم علوم و فنون نایل آید .

3- این نوع یادگیری خاص انسان است :  انسان موجود متفکر و ذی شعور است و تجربه آگاهانه و تعاملی، خاص اوست وگرنه بعضی از جانداران بر اثر تکرار و تمرین اعمالی انجام می دهند و این نوعی یادگیری است

 

4- مهارت های ذهنی و فیزیکی و طرز تفکر :

الف- مهارت های ذهنی : دستیابی به اهداف حیطه شناختی یعنی کسب اطلاعات و دانش و فهمیدن ، به کار بستن ، تجریه و تحلیل کردن آنها و دست زدن به ابداع و خلافیت و سازندگی از طریق عملیات ذهنی.  در این مرحله، یادگیری کامل نیست زیرا فراگیرندگان قادر به انجام دادن امور به صورت عملی نیستند و احساس و نگرش خاصی هم در این خصوص ندارند .

 

ب- مهارت فیزیکی : به کلیه توانایی ها و مهارت های اندام ها و جسم مهارت های فیزیکی می گویند .. مهارت فیزیکی بدان معنا است که شخص بتواند مهارت ها و اطلاعات ذهنی را به عمل ( یدی) تبدیل کند . هر گاه فکر به عمل تبدیل شود شخص به مهارت های فیزیکی دست می یابد و البته باید با مهارت کافی و مطلوب فعالیت  کند بنابرین با کسب مهارت ذهنی و فیزیکی هنوز یادیگری به کمال خود نمی رسد زیر فراگیرنده هنوز باور ، ایمان و بینش کافی را کسب نکرده است .

پ- طرز تفکر : در این مرحله از یادگیری باید تمایلات، احساسات ، نگرش ها و باورهای فراگیرنده تقویت و تثبیت شود . این حوزه ، در تعلیم و تربیت بالاترین ارزش را دارد ، زیرا به خواست و ایمان و عشق دانش آموز به علم و یادگیری وابسته است .

 

احادیث مربوط  به یادگیری حقیقی :

حضرت علی (ع) :

1- پست ترین علم ، دانشي است که در زبان جاری شود و بهترین آن دانشی است که در جوارح و ارکان جاری شود .

2- باروری دانش ، به اندیشیدن و فهمیدن است .

( منظور از باروری دانش همان اعتقاد و نگرش مثبت به علم و مهارت های عملکردی و کاربردی علم است  که از طریق تفکر و اندیشیدن شکل گرفته است . )

بنابرین نظام تعلیم و تربیت باید سوال محور و اندیشه مدار باشد و در کلیه برنامه ها دانش آموزان را به تفکر تشویق نماید .

3- علم بر دو نوع است  ، علم مطبوع ( یعنی علمی که طبیعی و فطری باشد و اثرش در کردار فردی و اجتماعی  نمایان باشد و منجر به ارتقاء مهارت های زندگی باشد و شخص را نسبت به زندگی شخصی و اجتماعی آماده نماید .) و دیگری علم مسموع ( شنیده شده که بر اساس انتقال دانش محض صورت می گیرد  )

 

4- حضرت علی (ع) در نهج البلاغه دلیل بعث پیامبران را شوراندن گنجینه های پنهان اندیشه ها( عقل و خرد )  در انسان و نمایاندن قدرت الهی می دانند .

 

نتیجه : برای نمایان کردن گنجینه ای پنهان  انسان ها در نظام  آموزش و پرورش باید محیط یادگیری مساله محور باشد تا انگیزه فراگیران را تقویت نماید و همچنین دانش و توانایی های تقویت شده در دانش آموزان باید در محیط زندگی از طرق توسعه مهارت های زندگی انجام پذیرد .

 

امام موسی بن جعفر ( ع)

خدا بر مردم دو حجت دارد حجت آشکار و حجت پنهان ، اما حجت آشکار همان پیامبران و پیشوایان هستند و اما حجت نهان همان عقل است . از این حدیث چنین برداشت می شود که :

در تعلیم و تربیت تمام تلاش ها باید بر اساس راهنمایی و هدایت عقل و اندیشه انسان ها باشد . عقل و اندیشه سرمایه اصلی انسانی و گوهر وجودی انسانی است بنابرین مخاطب اصلی تعلیم و تربیت باید متمرکز بر تکامل آن باشد لذا هدف تعلیم و تربیت ، پرورش انسان هایی متفکر ، خلاق و اندیشه ورز خواهد بود .

 

نظریات صاحب نظران به مفهوم یادگیری :

 

1- برونر سه مرحله و سطح برای یادگیری قائل است :

الف- کسب اطلاعات جدید

ب- تسخیر و تسلط بر اطلاعات جدید

ج- دگرگون سازی اطلاعات

 

2- جان لاک اعتقاد دارد که یادگیری انسان از دو طریق اتفاق می افتد :

الف- از طریق حواس پنچگانه 

ب- حاصل تفکر و اندیشه

رویکرد ها و فرآیند های یاد دهی – یادگیری در هزاره سوم

فلسفه خلقت بشر یادگیری و تفکر است انسان به طور غریزی تمایل دارد به اطراف بنگرد و حوزه اطلاعات و دانش خود را گسترش دهد . کسب و ذخیره سازی دانش به عنوان اولین گام در مسیر یادگیری کارآمد و اثر بخش قابل قبول و حائز اهمیت است و غایت و هدف اصلی از یادگیری مهارت فرد بر کنترل و مدیریت اطلاعات کسب شده است لذا فراگیرانی موفق هستند که به جای انبار کردن اطلاعات به تجزیه و تحلیل کاربست آن توجه نمایند و در این مورد مهارت کافی کسب نمایند و راه حل رسیدن به فرایند های کارآمد یادگیری از طریق روشهای آموزشی میسر خواهد بود

برنامه درسی خود را با چه رویکردی آموزش دهیم ؟

1- رویکرد انتقالی ، فرآیندی و تعاملی

 

الف- رویکرد انتقالی :

هر نوع اقدامی که در آن کسب اطلاعات توسط دانش آموز بدون تعامل و اکتشاف و فعالیت ذهنی و تلاش فکری انجام شود نشان دهنده حاکمیت رویکرد انتقالی است و از طریق بکار گیری روش های سنتی و یکسویه به فراگیران انتقال داده می شود . در این رویکرد نقش معلم و دانش آموز عبارت است از

* - معلم عامل اصلی یادگیری می باشد

*- تصمیم گیری برای آغاز ، اجرا و ارزشیابی از پیشرفت تحصیلی توسط معلم انجام می شود .

*- مشارکت دانش آموزان به حداقل می رسد و معلم محور اصلی آموزش است .

* - دانش آموز محکوم به گوش دادن ، یادداشت کردن و حفظ کردن است

*- معلم فرستنده اطلاعات و دانش آموز گیرنده و ذخیره کننده آن است .

*- خلاقیت و نوآوری به کمترین حد خود می رسد .

*- سیاست آموزش به یاد دادن مفاهیم زیاد و انبوه اطلاعات است .

ب- روش اکتشافی : در این رویکرد اساس آموزش به اندیشه و کشف مفاهیم بنا شده است و تمام تلاش ها  برای این است که دانش آموزان با کمک و راهنمایی معلم خود به مفاهیم دست یابد لذا آموزش به صورت طرح مساله و پژوهش و رسیدن به نتایج یادگیری خواهد بود .نقش معلم و دانش آموز در این رویکرد عبارتند از

*- معلم هدایت کننده است

* - بخشي از محتوا، توسط دانش آموزان کشف می شود .

*- نحوه یادگیری و شیوه های آموزش با مشارکت دانش آموزان  انتخاب می شود .

*- روش های آموزش اکتشافی و فعال است

*- یادگیری در حد تسلط برای فراگیران ایجاد می شود

*- قدرت تحقیق و تفکر دانش آموزان به نحو مطلوب تقویت می شود .

*- دانش آموزان مسئول یادگیری خود هستند .

ج- رویکرد فرآیندی و تعاملی :

در این رویکرد هدف دستیابی دانش آموزان به یک سری مهارت ها در جریان انجام فعالیت ها است و توجه معلم و هدف او نتیجه گرا نیست  و دانش آموزان در این رویکرد به مهارت های حل مساله و روش های پژوهشی می رسند و برای آنها طی کردن شناخت مساله ، درک مساله و فرآیند حل مهم است . رویکرد تعاملی با رویکرد فرآیندی ارتباط نزدیکی دارد ك بدیهی است که در فرآیند یادگیری ، تعامل و روابط بین فردی افراد افزایش می یابد و در صورتی که به صورت کار گروهی و بیان تجارب همکلاسان باشد این دو رویکرد جدا از هم نیستند رویکرد فرایندی و تعاملی در فرایند آموزشی  مبتنی بر  برنامه مکمل و فوق برنامه بیشتر مورد توجه قرار می گیرد و تناسب بیشتر ی با آن دارد .

2- یادگیری فردگرایانه ، رقابتی یا تعاونی  

الف- یادگیری فردگرایانه :به علت وجود تفاوت های فردی بین دانش آموزان آنان مسئول یادگیری خویش اند و موفقیت و شکست آنان ارتباطی با دیگران ندارد و برای نیل به هدف های آموزشی و پرورشی به دور از روش های تعاونی و مشارکتی فعالیت می کنند . این گونه دانش آموزان مشکل ارتباطی پیدا می کنند و با هنجار های حاکم بر جامعه ، هم سان نخواهند بود . اغلب گوشه گیر و کم رو هستند و گاه به افسردگی دچار می شوند .

ب- یادگیری رقابتی : در این نوع یادگیری ، دانش آموزان گمان می برند زمانی به اهداف خواهند رسید که هیچ یک از همکلاسان به ان اهداف نرسند و پس ازرسیدن چند تن به قله شناخت،دیگران تلاش نخواهند کرد ودرنتیجه عده ای همیشه پیروز وگروهی شکست خورده اند . این رویکرد انفرادی و متکی به شخص است و تنها از آن جنبه به دیگران ارتباط دارد که مواظب رفتار های آنان باشیم تا از ما جلو نیفتند .آزمون های هنجاری به این نوع یادگیری ها بیشتر دامن می زنند.

ج- یادگیری تعاونی : در این نوع یادگیری ، دانش آموزان می پندارند که تنها زمانی به اهداف خود دست می یابند که دیگر دانش آموزان نیز بتوانند به این اهداف دست یابند . در این رویکرد ارتباط صادقانه و موثر بین دانش آموزان بوجود می آید و از نظر دانش آموزان پیروزی او پیروزی دیگران و شکست او شکست دیگران است و این باور بسیاری از اهداف والای تربیتی را پوشش می دهد . از دست آورد های این شیوه یادگیری، تقویت روحیه ی همکاری ، تعاون ، همدلی ، تلاش ، داشتن زندگی مسالمت آمیز و ایجاد محبت و ... است .

 

وضعیت کلاس درس معلمان :  می توان کلاس های درس را بر اساس نگرش و روش تدریس معلم ، میزان مشارکت دانش آموزان و نحوه یاد دهی و یادگیری به سه حالت زیر در نظر گرفت

حالت اول : معلم – محتوا : در این نوع کلاس ها معلم مقابل محتوا قرار می گیرد و دانش آموزان تماشاگر وقایع آموزشی هستند و معلم تلاش می کند محتوای درسی را به دانش آموزان انتقال دهد خصوصیات این کلاس ها  عبارتند از :

- دانش آموز منفعل و غیر فعال است

- دانش آموز صرفاً تماشاگر است

- یادگیری از طریق ديداري – شنیداری انجام می شود .

- معلم آموزگار کتاب و درس است و نه آموزگار دانش آموز

- یادگیری سطحی و حافظه ای است

- خلاقیت و نو آوری در کلاس وجود ندارد .

- مشارکت گروهی و تعامل بین دانش آموزان وجود ندارد .

 

 

حالت دوم : دانش آموز -  مفاهیم و محتوا : در این کلاس ها دانش آموزان مقابل محتوا و مفاهیم  قرار دارند و مجبورند  مفاهیمی را که بدون مشارکت آنها بدست آمده یاد بگیرند خصوصیات این کلاس ها  عبارتند از

- آموزش غیر اکتشافی است .

- محتوا و موضوع درس محور قرار می گیرد .

- یادیگری حافظه ای است

- تعامل بین دانش آموزان ضعیف است

- آموزش مفاهیم زیاد ، مهم است

 

حالت سوم : دانش آموز – مساله : در این کلاس ها دانش آموزان با مساله مواجه می شوند و تولید کننده مفاهیم خود آنان هستند و معلم فقط نقش راهنما و تسهیل کننده را دارد . خصوصیات این کلاس ها  عبارتند از

- فعالیت ها برپایه اندیشه و تفکر است

- دانش آموز با مساله درگیر می شود .

- معلم مشاهده گر و راهنما و تسهیل کننده است

- معلم آموزگار دانش آموزان است نه درس

- مهارت تفکر و حل مساله در دانش آموزان رشد پیدا می کند

- مهارت های پژوهش افزایش می یابد

- مهارت های ارتباطی و تعامل بین فردی بهبود می یابد.

- آموزش اکتشافی و فعال است 

- درس با مساله اغاز ، با پژوهیدن و اندیشه ادامه و با کشف مفاهیم پایان می پذیرد

-  در این روش دانش آموزان به چهار مهارت فراشناختی و موتور های خود راهبری نایل می شوند

1- خود آغازگری               2- خود مشاهده گری                   3- خود قضاوتی                4- خود مشاوره ای

 

منابع :

روش های فعال و اکتشافی در آموزش ........................... تالیف : منوچهر فضلی خانی

کارمایه ی معلم ( آموزش علوم تجربی مبتنی بر رویکرد تربیتی

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 مرداد1390ساعت 14:39  توسط  آل یـاســین  |